دانلود ویدیو چت آنلاین انریکه با طرفداران در گوگل پلاس به میزبانی MTV + ترجمه ی کامل

دانلود ویدیوی لایو چت زنده ی ویدیویی انریکه در Google+ با هوادارنش به میزبانی شبکه ی MTV در میامی فلوریدا با بالاترین کیفیت موجود

این برنامه تقریبا یه ساعت هست اما انقد انریکه شیرین و قشنگ حرف میزنه که خیلی واستون زود میگذره.انریکه به سوالای فنا از طریق ویدیوچت جواب میده.همچنین به چندتا از سوالایی که براش فرستادن هم جواب میده.حرفای جالبی درباره ی خودش،زندگیش و حرفه ی کاریش میزنه که شاید واسه خیلیاتون جدید باشه.داستانای جدیدی تعریف میکنه و درباره هر چیزی که به فکرتون میرسه حرف میزنه.بهترین و جالب ترین بخش این مصاحبه که خودم خیلی دوست داشتم این بود که انریکه اسم اهنگایی رو میبره که ارزوشه خودش میتونست یه زمانی این اهنگا رو مینوشت.وقتی از اهنگا اسم میبره میبینید که چقد سلیقه ی موسیقیایی انریکه بی نظیره😀 دیگه چیزی ازین ویدیو براتون نمیگم تا خودتون ببینید و لذت ببرید . ترجمه ی کامل این برنامه هم میزارم برای کسایی که ممکنه قسمتایی ازین مصاحبه رو متوجه نشن…امیدوارم لذت ببرید.

 

photo_2016-07-03_21-22-38

سرور اول :

DL

سرور دوم :

DL

مجری:اینجا با انریکه ایگلسیاسیم.خوش اومدی انریکه

انریکه:مرسی ممنون

مجری:قبل اینکه شروع کنیم بگم که همه در سراسر جهان میتونید سوالاتتون رو از طریق شبکه های اجتماعی با هشتگ enriquetheride برامون بفرستید.اره انریکه؟

انریکه:اره enriquetheride.سولاتونو به انگلیسی،اسپانیایی،ژاپنی،چینی،فرانسوی،پرتقالی ،ارژانتینی بفرستید

مجری:قراره به بعضی سوالا جواب بدیم پس سوالاتونو بفرستید.قبل اینکه دیگه واقعا شروع کنیم،بت تبریک میگم انریکه.دو تا نامزدی EMA و 5 نامزدی لاتین گرمی گرفتی

انریکه:امسال یکی از باورنکردنی ترین و فوق العاده ترین سالها برای من بود.البته این 19 سال حرفه ی کاریِ من همش فوق العاده بود.من اینو توی همه ی مصاحبه هام میگم و حقیقته.من اولین بار 18 سالم بود که این حرفه رو شروع کردم و اگه اون زمان ازم میپرسیدی که انریکه فکر میکنی چقد بتونی این کارو ادامه بدی؟من میگفتم نمیدونم شاید 6 ماه،یه سال یا یه سال و نیم.

مجری:اما الان 19 ساله که داری این کارو میکنی

انریکه:اره واسه همینه انقد پیر شدمو داغونمو خستم.

مجری:بس کن.بس کن انریکه.چند سالته مگه؟بت میاد 22 یا 25 باشی

انریکه:نه 59 سالمه

مجری:تو این مسیرِ تقریبا بیست ساله رو پشت سر گذاشتی.بعضی شخصیت ها در زندگی تو وجود دارن که خیلیا ندیدنشون.میخوام یکم درباره اون اشخاص بپرسم.میخوام برام بگی که چه نقشی توی زندگیت داشتن.اولین نفر Elvira هستش

انریکه:Elvira…من این قسمتو هم به انگلیسی میگم هم اسپانیایی…. Elvira برای من مثل مادر دوم میمونه.اون بخشی از زندگیمه.از سن سه سالگی منو بزرگ کرده.

مجری:میتونید تصور کنید انریکه سه سالگی چطور بوده؟!

انریکه:اون همیشه در لحظات سخت مخصوصا سن 14،13،12 و 15 سالگی کنارم بوده.وقتی 12 یا 13 سالم بود اون میدونست که من دوست دارم اهنگ بنویسم و کار موسیقی رو دنبال کنم.اون همیشه حمایتم کرد و همیشه این داستان رو یه راز نگه داشت که این خیلی واسم مهمه.من به اندازه ی جونم دوستش دارم.

مجری:دوستت داریم Elvira

انریکه:احتمالا داره این برنامه رو نگاه میکنه.همیشه این برنامه های چت و مصاحبه رو نگاه میکنه

مجری:داره نگاه میکنه…خب از Elvira میریم سراغ ویل اسمیت.ویل اسمیت چه نقشی در حرفه ی کاریت داشت؟

انریکه:خیلی مردم نمیدونن که Elvira یه جورایی با ویل اسمیت در تماس بود

مجری:میدونستم..میدونستم

انریکه:نه بابا شوخی میکنم.من در یکی از مهم ترین لحظات زندگیم با ویل اسمیت ملاقات کردم.من تازه بایلاموس رو ضبط کرده بودم و بایلاموس یکی از اهنگ های فیلم wild wild west  شد.به لطف اهنگ اینطور شد که…

مجری:ویل اسمیت واقعا میخواست که این اهنگ توی فیلمش باشه.

انریکه:اره میخواست.ویل اسمیت واقعا میخواست اهنگ توی فیلم باشه.این جریان ازون داستاناییه که ادم نمیتونه برنامه ریزی کنه.ادم نمیدونه چی قراره پیش بیاد.فقط میدونستم که من عاشق این اهنگم و دقیقا در بهترین زمان این اهنگ ساخته شد

مجری:تو اهنگ مناسب رو داشتی

انریکه:اره من اهنگو داشتم.

مجری:خب اخرین شخصیتی که میخوام دربارش بگی Enrique Martinez هستش.

انریکه: Enrique Martinez یه بچه بود و میخواست قرارداد ضبط اهنگاشو ببنده که خودم بودم.در اون زمان میخواستم ببینم که کمپانی های ضبط چه واکنشی نسبت به اهنگام دارن.من از رد شدن نمیترسیدم چون هیچ وقت طعم موفقیت رو نچشیده بودم.برای همین واسشون دمو درست میگردم تا گوش بدن.

مجری:انریکه اماده ای تا اولین سوال توییتری رو جواب بدی؟

انریکه:نه

مجری:شرمنده چه اماده باشی چه نباشی باید جواب بدی

انریکه:شوخی کردم

مجری:اولین سوال برای انریکه ایگلسیاس اینه که از چه چیزی در ملاقات با فنا لذت میبری؟ایا تا حالا فنات باعث شرمندگیت شدن؟

انریکه:فنام هیچ وقت باعث شرمندگیم نشدن.هر طرفداری متفاوته.من هنوزم خوشحال میشم که میبینم انقد اهمیت میدن،حمایت میکنن و عاشق موزیکم هستن و اینکه با تمام وجود واسشون مهم هستم.همینه که منو به جلو حرکت میده.واقعا همینه که منو حرکت میده.چون یه وقتایی هست که از خواب پا میشم،شکایت میکنم،غر میزنم،خستم اما به خودم میام میگم چم شده.مثلا همین امروز واقعا خسته از خواب پا شدم.ساعت 4 و 5 صبح رفتم استدیو.5 دقیقه پیش خسته بودم اما الان میبینی که چقد خوشحالم و اماده ی حرکتم.

مجری:وقتی که چیزی درباره ات میخونم یا به مصاحبه هات گوش میدم میبینم که تو همش درباره ی اهنگ حرف میزنی.کلمه به کلمه حرفاتو یادم نمیاد اما یادمه توی همین برنامه ی the ride گفتی ادم میتونه گیرایی داشته باشه،میتونه قیافه داشته باشه اما اگر اون اهنگ رو نداشته باشه هیچ اتفاقی نمیافته.

انریکه:همیشه همه چی به اهنگ بستگی داره و بعضی مواقع ما اینو فراموش میکنیم.فنا میتونن حقیقت رو به ادم بگن.الان دیگه با این همه تکنولوژی خیلی سریع میتونی بفهمی که فنا اهنگو دوست داشتن یا نداشتن.اینجوری فشار بیشتری روی خودم حس میکنم.همیشه سعی کردم در اهنگام صادق باشم.اهنگ میتونه اتفاقی باشه که توی زندگیم افتاده،میتونه زاده ی ذهن و توهم باشه.در هر شرایطی می خواستم صادق باشم.تا خودم راضی نباشم اهنگو بیرون نمیدم.این دلیل نمیشه که تمام اهنگایی که کار کردم رو 3 سال،4 سال،10 سال بعد هم دوست داشته باشم.

مجری:اره ما تغییر میکنیم

انریکه:دقیقا…اما زمانی که این اهنگ ها رو بیرون میدم کاملا به اهنگ اعتماد دارم و عاشقشم و بقیه ش هم دیگه به فنا بستگی داره که دوست داشته باشن یا نه.

مجری:اهنگایی هست که الان از ساختنشون پشیمون باشی؟

انریکه:خب اهنگایی هستن که من اون زمان دوست داشتم اما الان دیگه دوست ندارم.این حقیقته و اگه بگم از همه اهنگام راضیم دروغ گفتم.اما اهنگ هایی هم هستن که من بشون افتخار میکنم.

مجری:اره بایدم افتخار کنی انریکه.

انریکه:همینطور این درباره ویدیوهامم صِدق میکنه

مجری:بعدا به ویدیوهاتم میرسیم…ویدیوچتی از انگلیس با “کلر” و “لینزی” داریم

کلر و لینزی:سلام

انریکه:سلام بچه ها…من شما رو میشناسماااا…حالتون خوبه؟

کلر و لینزی:ما خوبیم.تو خوبی؟

انریکه:به نظر میاد نخوابیدید.چرا نخوابیدید؟باید بخوابید

لینزی:منتظر بودیم که با تو حرف بزنیم.

مجری:انریکه الان اینجاس.سوالتون ازش چیه؟

کلر:میخوام بدونم اگر میتونستی به گذشته برگردی چه چیزی رو تغییر میدادی؟

انریکه:گذشته یعنی هر بخشی از زندگیم؟یا منظورت از گذشته یعنی دهه ی 60،50 و 70 هستش؟

کلر:فرقی نداره

مجری:احتمالا جنگ جهانی دوم رو متوقف میکردی

انریکه:اره اتفاقا همین کارو میکردم.اگه به گذشته ی زندگیِ خودم برگردم احتمالا به زمانی میرم که تازه حرفه ی کاریمو شروع کرده بودم.اون زمان همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد و لحظاتی رو از سر گذروندم که ای کاش بیشتر ازشون لذت میبردم.وقتی زمان میگذره ادم پیر میشه و هرچی ادم پیرتر میشه داناتر میشه.یه وقتایی با خودم میگم اون لحظات خوشبختی بود.ای کاش بیشتر ازون لحظات لذت میبردم.الان دیگه وقتی لحظات خوب به سراغم میان به زمانی فکر میکنم که نتونستم ازین لحظات لذت ببرم،و سعی میکنم بیشتر لذت ببرمو اروم باشم.حتی 5 دقیقه هم غنیمته.

مجری:مرسی دخترا…لینزی هنوز مونده.لینزی میتونی سوالتو بپرسی.

لینزی:همینطور که در برنامه ی  the ride دیدیم،میدونیم که خیلی اجرا انجام میدی و تور میری.چه کار میکنی تا ریلکس کنی؟

مجری:جواب سوالمو میدونید.دوست دارم برای استراحت به خونم توی میامی برگردم.دوست دارم وقتمو با سگم،دوستام و دوست دخترم بگذرونم و خیلی سخت نگیرم.سعی میکنم برم سینما.اتفاقا جایی زندگی میکنیم که خیلی به سینما نزدیکه

مجری:از جوابی که گرفتید راضی بودید یا میخواید چیز دیگه ای بپرسید؟

انریکه:اینم بگم وقتی خونم روی کاناپه میشینم و تی وی میبینم و تنقلات میخورم و سعی میکنم ریلکس باشم

مجری:مرسی از شما دخترا که وقت گذاشتید و با ما بودید.

انریکه:بچه ها توی لندن میبینمتون

کلر و لینزی:بابای…میبینیمت

مجری:تو همه ی فناتو میشناسیااااا

انریکه:اره اینارو چند ساله که میشناسمشون

مجری:دخترای خوبی ان

انریکه:خیلی گُلن

مجری:خب انریکه میخوایم درباره اهنگات حرف بزنیم.اینکه پروسه ی ساختنشون چطوره و چطور بعد از این همه سال اهنگات انقد تغییر کرده و شاید الان معانی اهنگای قدیمیت برات متفاوت باشه

انریکه:نه متفاوت نیست.هنوزم مثل روز اولم موسیقی رو دوست دارم طوری که هنوزم نوشتن اولین اهنگمو به یاد دارم.جالبه که وقتی به اهنگام گوش میدی،از اهنگ Experiencia Religiosa تا بایلاموس،هیرو،I like it، Cuando Me Enamoro،لوکو،تونایت،بایلاندو…

مجری:وقتی اسم اهنگاتو میگی من تصور میکنم که اون زمانی که این اهنگ اومد بیرون داشتم چه کار میکردم.14 15 ساله بودم که میرفتم کلوپ و با اهنگات میرقصیدم.تو هم این تجربه رو داری؟اینکه یه اهنگ،اهنگِ زندگیت باشه؟

انریکه:صد در صد.یه وقتایی اهنگایی رو گوش میدم که مثلا 16 سالگی گوش میدادم.منو میبره زمانی که اولین دوست دخترمو داشتم.موزیک میتونه هم ادم رو به لحظات خوب ببره هم به لحظات بد

مجری:انریکه یکی از “اسوشیِیتد پرس” از مکزیک به نام برنی میخواد ازت سوالی بپرسه.برنی صدای مارو میشنوی؟

برنی:سلام.

مجری:برنی از مکزیک.چطوری؟

برنی:خوبم.سلام انریکه.میخواستم بپرسم که تو همکاری های زیادی از جمله رومئو سانتوس،پیتبول،مارکو انتونیو سولیس داشتی.به نظرت به اون همکاری که دلت میخواد رسیدی؟

انریکه:طی این همه سال فعالیتم یاد گرفتم که وقتی قبل از نوشتن اهنگ به همکاری فکر میکنم هیچ وقت اون همکاری اتفاق نمیافته.اینجوری خودتو تحت فشار میزاری و وقتی که داری اهنگو مینویسی بیش از حد فکر میکنی.واسه من اینجوریه که اول اهنگو مینویسم بعد به این فکر میکنم که همکاری با کی میتونه اهنگو به مسیر جدیدی وارد کنه.نمونه اش اهنگ الپرددور هستش که با مارکو انتونیو سولیس ضبط کردم.مارکو از بچگی یکی از اسطوره های من بود.من این اهنگو 10 سال پیش با دیسمبر بوئنو نوشتم.همیشه میخواستم با مارکو انتونیو کار کنم اما اون سالها این اتفاق نیافتاد تا امسال…اما همیشه میدونستم مارکو مسیر این اهنگو عوض میکنه و احساس متفاوتی بش میده.اهنگایی مثل Cuando Me Enamoro که با خوان لوئیز گرا خوندم یا اهنگ لوکو که هنوزم وقتی اسمشونو میارم مو به تنم سیخ میشه.یا مثلا I like it با پیتبول،بایلاندو با خنته د زونا،دیسبمر بوئنو و شان پال.لحظاتی وجود دارن که هرگز نمیتونی برنامه ریزی کنی و با یه اهنگ شروع میشن.اگه قبل از نوشتن اهنگ به این همکاری ها فکر میکردم هرگز انقد موفق نمیشدن.

مجری:برنی ممنون از سوالت

برنی:مرسی

مجری:انریکه تا حالا کسی بت نه گفته؟

انریکه:اره معلومه که بم نه گفتن

مجری:منظورم در رابطه با همکاری بود

انریکه:اره میدونم منظورت همکاریه.وقتی میخوام با یکی همکاری کنم خودم شخصا باش تماس میگیرم.دوست ندارم کمپانی ضبط باشون تماس بگیره.

مجری:اینجوری خیلی بهتره

انریکه:دلیل اینکه این کارو میکنم اینه که میخوام مطمئن باشم که….بزا مثال بزنم.مثلا وقتی اهنگ Cuando Me Enamoro رو نوشتم میدونستم که این اهنگ با خوان لوئیز گرا عالی میشه.خلاصه بعد از دو هفته که درگیر پیدا کردن شماره ش بودم به مبایلش زنگ زدم

مجری:بش گفتی سلام من انریکه ام.اونم گفت نه بابا انریکه نیستی

انریکه:نه گفت انریکه کی؟…تمام مکالممون رو یادم میاد انگار دیروز بود.بش گفتم که من یکی از فنای دو اتیشه ات هستم.میخوام یه اهنگی واست بفرستم.لطفا اصلا رو دربایستی نکن.فقط بش گوش کن…اصلا بش نگفتم که میخوام این اهنگو بات بخونم.بش گفتم فقط به اهنگ گوش کن و نظرتو بم بگو و اگه دوست نداشتی لطفا بدون هیچ رو در بایستی بم بگو

مجری:دوستش نداشت؟

انریکه:نه اتفاقا خوشش اومد.خودت بهتر میدونی خوان لوئیز گرا زیاد با ارتیستا همکاری نمیکنه

مجری:و تو اون همکاری رو گرفتی

انریکه:اره اون همکاری رو گرفتم…دو هفته طول کشید

مجری:به یکی دیگه از سوالای شما جواب میدیم.لطفا سوالاتونو با هشتگ Enriquetheride بفرستید.پرسیده که اخیرا کاری انجام دادی که امیدواری کسی ازش با خبر نشه؟

انریکه:اسمش چیه؟میتو…چی؟

مجری:میتوساوِساکا

انریکه:نه میتوساوِساوِکا

مجری:اخیرا کاری کردی که نمیخواستی کسی درباره ش بفهمه؟

انریکه:اره کاری کردم و نمیخوام کسی درباره ش بفهمه.چون دوست ندارم کسی بفهمه پس نمیتونم بگم چیه.اما سوال خوبی بود

مجری:خب از راز حرف زدیم.واسه کسایی که the ride رو ندیدن،میخوای قسمتایی ازش رو پخش کنیم؟

انریکه:امممم به نظرم خیلی توی برنامه the ride حرف زدم.

مجری:بی خیال بابا انریکه

انریکه:نمیدونم اخه خجالت میکشم…چی بگم..پخش کنید

مجری:بخش هایی ازین برنامه رو با هم ببینیم

انریکه:چون ام تی وی هستید،قبوله پخش کنید

(قسمتی از برنامه ی MTV the ride رو میبینید که به محض اینکه ویدیو به دستمون برسه واستون میزاریم)

مجری:قیافه ات دیدنیه وقتی ویدیوهای خودت رو میبینی

انریکه:اره خیلی خجالت میکشم وقتی خودمو میبینم.وقتی اجرا دارم یا وقتی مصاحبه انجام میدم هیچ وقت نمیبینمشون.البته باید ببینمشون چون باید یاد بگیرم.اینجوریه که ادم یاد میگیره

مجری:باید یه 10 20 باری این برنامه رو ببینی.خب انریکه میخواییم درباره رازها حرف بزنیم.باید اینو ازت بپرسم که چه حسی داشتی وقتی اولین بار به دوستات و خانواده ات گفتی که اولین قراردادتو امضا کردی؟

انریکه:عالی بود….عالی بود و الان بت میگم چرا….وقتی اولین قراردادمو امضا کردم حس کردم ازادم،حس کردم روی پای خودم وایسادم،حس کردم زندگیم قراره به شکلِ مثبتی متحول شه.هرچند که اون موقع من بچه بودم اما بعضی موقع ها ادم این حس رو داره یا این حس همیشه همراشه.حس خیلی خوبی داشتم

مجری:این میتونه واسه هر کسی تصمیم بزرگی باشه…

انریکه:البته یکی دو تصمیم هم نبود

مجری:خیلی جالبه که میگی امضای قرارداد بت حس مستقل بودن داده.همین حسی که داشتی فوق العاده س

انریکه:وقتی حس میکنی تصمیمی که گرفتی درسته،اصلا هیچ فشاری رو در انجام کارهات حس نمیکنی

مجری:یه نصیحت به فنات بکن یا به کسایی که دارن دست و پنجه نرم میکنن تا به جایگاه تو برسن.بشون بگو که تا اخر راه برن.بگو که اگه از کاری که انجام میدن خوشحالشون میکنه،هر اتفاقی هم بیافته تا اخر راه برن

انریکه:تا اخر راه برید و به صدای دلتون گوش بدید.هیچ وقت به گذشته نگاه نکنید و افسوس نخورید.تا وقتی که سخت تلاش میکنید و به کارتون ادامه میدید و به کارتون عشق میورزید،به گذشته نگاه نکنید و به راهتون ادامه بدید و به صدای قلبتون گوش کنید.

مجری:اینجوریه که به جایگاهشون میرسن

انریکه:اره به جایگاهشون میرسن

مجری:یکی دیگه از فنات از فرانسه به اسم الن میخواد بات حرف بزنه.صدای ما رو داری؟

الن:سلام

مجری:صداتو میشنویم.چطوری؟

الن:خوبم مرسی

مجری:چه خوشکلی

الن:مرسی

انریکه:الان اداره ای؟

الن:اره

انریکه:کار میکنی؟

الن:اره

مجری:به اون مرد کچله که پشت سرته بگو سلام کنه

الن:اون؟اون با من نیست ببخشید

انریکه:منظورت چیه نیست؟

مجری:بی خیال نمیخوایم تو دردسر بندازیمت

انریکه:ببخشید ببخشید راست میگی

مجری:میخوای سوالتو از انریکه بپرسی؟

الن:اول حرفه ی کاریت با اسم مستعار شروع به کار کردی چون نمیخواستی شهرت خانوادگیت در موفقیتت تاثیر داشته باشه.حالا که به گذشته نگاه میکنی فکر میکنی تصمیم خوبی گرفتی؟

انریکه:صد در صد این بهترین تصمیمی بود که گرفتم.اگر زمانی که 14،15 یا 16 سالم بود بم میگفتن که قراره کار موزیک رو ادامه بدم،فکر نمیکنم الان اینجا بودم.من همش به صدای دلم گوش کردم که به اینجا رسیدم.اگه به گذشته هم برگردم چیزی رو تغییر نمیدم.اشتباهات زیادی کردم اما ازین اشتباهات خیلی درس گرفتم اما اون تصمیمی که اوایل حرفه ی کاریم گرفتم اصلا اشتباه نبود.

مجری:جواب سوالتو گرفتی؟

الن:اره کاملا جوابمو گرفتم.

انریکه:هنوزم سر کاری؟

الن:اره

انریکه:شما 6 ساعت جلوترید؟الان اونجا ساعت هشته؟

الن:اره اینجا ساعت هشته

انریکه:مخسی

الن:مخسی

مجری:برای فرستادن سوالاتون از هشتگ استفاده کنید.یکی پرسیده انریکه من عاشقتم.کنسرتتو توی تورنتو دوست داشتم.چطور با این همه اجرا و مسافرت،واست انرژی میمونه؟

انریکه:بیشتر وقتا قبل از اجرا احساس خستگی میکنم اما همین که پامو روی استیج میزارم،چنان انرژی ای،چنان قدرتی بم وارد میشه که قابل توصیف نیست.بعد از اجرا هم شاید 7 یا 8 ساعت طول میکشه تا به حالت اولم برگردم.خیلی سخته چون باید مراقب باشم تا به اندازه کافی استراحت کنم و ….

مجری:و غذاهای خوب بخوری

انریکه:اره خوب بخورم.وقتی اومدم اینجا بم گفتی خیلی لاغرم.

مجری:بچه ها یادتون باشه انریکه خیلی لاغره

انریکه:اره واقعا راست میگی.وقتی سفر میرم خیلی خوب غذا نمیخورم و خیلی راحت 6،5 یا 7 پوند کم میکنم.

مجری:اره…ماریا از موسکو رو داریم.ماریا هم میخواد سوالشو بپرسه.

ماریا:سلام صداتونو میشنوم.

انریکه:سلام ماریا

ماریا:سلام

انریکه:چطوری؟..privet(به روسی یعنی سلام)

ماریا:privet…سوالم اینه که سخت ترین لحظه ی حرفه ی کاریت چی بوده؟

انریکه:بدترین لحظه ی حرفه ی کاری اینه که طعمموفقیت رو چشیده باشی اما ناگهان با شکست مواجه بشی.همینطور که قبلا گفتم اوایل حرفه ی کاریم اصلا از رد شدن ترسی نداشتم چون نمیدونستم موفقیت چه حسی داره.اما وقتی که طعم موفقیت رو میچشی و بعدش با شکست مواجه میشی،…

مجری:عقب نشینی میکنی

انریکه:اره عقب نشینی میکنی و درس میگیری.این شرایط سخت ترین لحظه ی حرفه ی کاریمه.اینم بگم هر کاری سختی های خودش رو داره.اگه من به این حرفه به عنوان کسب و کار نگاه میکردم خیلی اشتباهاتم ازینی که هست بیشتر بود.این حرفه حرفه ی سختیه چون پشت سر من خیلی چیزای دیگه مثل کمپانی ضبط وجود داره که کسی نمیبینه.

مجری:خیلی چیزا وجود داره

انریکه:اره خیلی.خلاصه کار سختیه.وقتی همه چی خوب پیش بره تلفنت شروع میکنه به زنگ زدن اما اگه هیچی خوب پیش نره،گوشیتم اصلا زنگ نمیخوره.وقتی همه چی بر وفق مراد باشه،از خواب پا میشی و لبخند میزنی.این حرفه هم مث چیزای دیگه در زندگی سختیای خودشو داره.

مجری:جوابتو گرفتی ماریا؟

ماریا:اره گرفتم

انریکه:الان مسکویی؟

ماریا:اره

انریکه:پس خوبه اونجا کنسرتم میبینمت

ماریا:اره حتما

انریکه:مرسی بابای

ماریا:مرسی

مجری:انریکه راستش بیشتر سوالایی که در شبکه های اجتماعی ازت پرسیدن اینه که ایا به شهر و کشور ما میایی یا نه.انریکه داشتی حستو روی استیج برامون توصیف میکردی.کاملا میدونم چه حسیه.وقتی که میخوای وارد استیج بشی و میدونی کلی جمعیت انتظارتو میکشن حس خوبیه

انریکه:همین الانشم که دارم بش فکر میکنم مو به تنم سیخ شده.بهترین حس دنیاست.این حس چیزیه که منو در دوران سخت به جلو حرکت میده.همیشه سعی میکنم وقتی میخوام برم روی استیج به این لحظات خوب فکر کنم.این حس واقعا اعتیاد اوره و یکی از قوی ترین مواد اعتیاداوری هست که وجود داره.

مجری:البته انریکه جنبه ی مثبتشو میگه

انریکه:اره خوبه اما از طرفی هم میتونه انقد قدرتمند باشه که…

مجری:که تو رو گیر بندازه

انریکه:اره که گیرت بندازه.میدونی شهرت مثل یه شمشیر دو لبه میمونه.لحظه هایی هست که از کاری که داری میکنی لذت میبری اما وقتی که پامو رو استیج میزارم یا چند لحظه قبل ازینکه برم روی استیج،خوشبخترین ادم روی زمینم.با هیچی توی دنیا عوضش نمیکنم.

مجری:ایا کشوری وجود داره که….هرچند که انتخاب کشورایی که توشون اجرا میکنی با تو نیست اما ایا کشوری وجود داره که هرگز نرفتی و بخوای بری؟

انریکه:اره خیلی جاها هست که هرگز نبودم.رفتن و نرفتن به این جاها دست من نیست،به کمپانی ضبط و برگذارکننده ی کنسرت بستگی داره.اگه به من باشه تمام شهرها و کشورها رو میرم.واقعا راست میگم

مجری:نه دیگه از پس این کار بر نمیایی

انریکه:اره اونجوری روز به روز لاغرو لاغرتر میشم….اما خداییش خیلی دوست دارم جاهایی برم که هرگز نبودم یا جاهایی که مدت خیلی زیادی نرفتم.

مجری:اینو بگم که خیلی خوبه از زندگی و راهی که انتخاب کردی راضی هستی.چه خوبه که همه ادما مثل تو از کاری که میکنن راضی باشن.حالا که داریم درباره تور حرف میزنیم،تو داری با پیتبول تور میری.میدونیم که خیلی خوب با پیت کنار میایی.تور رفتن با هم چطوریه؟مردم خودشون میدونن که تور چقد میتونه خسته کننده باشه چون وقت خوابیدن و استراحت ندارید.چطور تیم انریکه و پیتبول این کارو میکنن؟

انریکه:خیلی لذت میبرم.تور امریکام با پیتبول و J Balvin هستش.منو پیت تقریبا 5 ساله که داریم با هم کار میکنیم.یکی از دلایلی که با هم کار میاییم اینه که منو پیت دوستای خوبی هستیم.اگه مشکلی داشته باشیم مستقیم به هم دیگه میگیم که این خیلی رابطه ام رو باش متفاوت تر میکنه.همینطور منو پیت توی یک شهر زندگی میکنیم.هر دومون عاشق کارمونیم.هر دومون توی موقعیتی هستیم که بش افتخار میکنیم.

مجری:درباره دمی لواتو بگو.کلی سوال اومده که تورت با دمی لواتو چطوری میشه.دمی میخواد در تور اروپا بت ملحق شه؟

انریکه:اره دمی لواتو قراره در تور اروپا با ما باشه.من تا حالا دمی رو از نزدیک ملاقات نکرده بودم.وقتی بم گفتن میتونیم با دمی لواتو تور راه بندازیم از خوشحالی پریدم گفتم محشر میشه.اخه من قبلا دمی رو توی برنامه ی ایکس فکتورِ امریکا دنبال میکردم و از همون روز اول یه دلبری خاصی در دمی دیدم.دمی یه انسان واقعی،یه دختر باحال و حقیقیه.

مجری:اره واقعا همینطوریه

انریکه:همینطوریه؟میدونم دمی هم توی یکی از اپیزودهای theride حضور داره.تمام کسایی که اینجا کار میکنن بم گفتن عاشق دمی میشی.خیلی دختر خوبیه.کاملا مشخص بود این حرفو از ته دلشون میزنن.واسه همینه بی صبرانه منتظر این تورم.

مجری:اتفاقا بهترین راه شناختن یه نفر اینه که از اطرافیانش درباره ش بپرسی

انریکه:نه اینکه بپرسی…اینکه اطرافیانش بدون اینکه ازشون بپرسی بیان ازش تعریف کنن.اینجوریه که طرفو میشناسی

مجری:خب سارا از سوئد با ماست.سارا صدامونو داری؟

سارا:سلام صدامو دارید؟

مجری:اره هم من هم انریکه صداتو میشنویم

انریکه:سلام سارا

سارا:سلام.میخوام بدونم ایا از شبکه های اجتماعی برای ارتباط با فنا استفاده میکنی یا نه؟

انریکه:خیلی از شیکه های اجتماعی استفاده میکنم طوری که دیگه بش اعتیاد پیدا کردم.اما ادم باید تعادلو برقرار کنه.مخصوصا وقتی که میخوابی و یه قرص خواب هم میخوری باید مطمئن باشی که از شبکه های اجتماعی دور هستی که یه وقت خدایی نکرده توی خواب و بیداری یه چیز احمقانه نگی.یا مثلا عکسی نگیری که تا ابد پشیمون شی.

مجری:تاحالا این اتفاق برات افتاده؟

انریکه:اره اتفاق افتاده

مجری:اتفاق افتاده؟

انریکه:اره اما هیچ وقت قیافه ام توی اونجور عکسا مشخص نیست.

سارا:مرسی ممنون از جواب

مجری:مرسی سارا

انریکه:سارا الان با خودش میگه مرسی دیگه عمرا با انریکه حرف بزنم و به موزیکش گوش بدم..بابای سارا

مجری:بازم میگم که برای سوالاتون از هشتگ استفاده کنید.میخوام ازت چیزی بپرسم میدونم احمقانه س اما میپرسم.به نظرت نشونه های تو چیه؟بدون شک یکیشون کلاهته.این مدل خوندناتم نشونه های خودته

انریکه:این مدل خوندنو خوب اومدی

مجری:دیگه نشونه هات چیا هستن؟

انریکه:نمیدونم والا.به نظرم اَکت و حرکاتم رو استیج نشونه های منن.الان جدیدا هم یه حرکت جدید رو استیج انجام دادم که فکنم داره به یکی از نشونه هام تبدیل میشه.

مجری:واسا….میدونم کدوم حرکتو میگی…میخواید حرکت انریکه رو رو استیج ببینید؟

(ویدیو از حرکت انریکه رو استیج)

انریکه:فکنم این حرکت به یکی از نشونه های من تبدیل شده دیگه.هه توی خونه ی خودم عادت کرده بودم هی این حرکتو انجام میدادم.یه روز که با خنته د زونا تمرین اجرا داشتیم واسش تعریف کردم و اونم خواست شوخی کنه،یکی از دخترا رو اورد و همه با هم اینکارو کردیم.منم از خنده روده بر شدم.این یکی ازون حرکات سکسیه،البته واسه خنده این کارو میکنیم.

مجری:به نظرم خیلی جذابه

انریکه:واقعا؟اون موقع این کارو واسه خنده کردیم.توی “مدیسن اسکوئر گاردن” بودیم که خنته د زونا اشاره ای بم کردو منم گفتم بیا انجام بدیم.مجبورم نکنی انجامش بدم اینجاااا

مجری:نه مجبورت نمیکنم البته میخواستم بت بگم که اینجا رقصو اجرا کنی اما وقتشو نداریم.

انریکه:اره چون با تو نمیتونم این کارو انجام بدم

مجری:میزارم ازش قسر در بری

مجری:میخوایم درباره البومت سکس اند لاو حرف بزنیم.این دو کلمه میتونن از هم جدا باشن یا با هم معنا پیدا کنن.اگه قرار باشه یه دونشو انتخاب کنی کدومو انتخاب میکنی؟سکس یا عشق؟

انریکه:این سوالو خیلیا ازم پرسیدن.

مجری:حتی قبل اینکه البومو بدی بیرون هم ازت میپرسیدن

انریکه:اسم این البومو سکس و عشق گذاشتم چون تنها کلماتی هستن که با گوش دادن به البوم به ذهنم میرسه.خیلیا گفتن این عنوان خیلی ساده س و بهتره یکم پیچیده تر باشه.منم گفتم زیاد اهمیت نمیدم چون توی این البوم اهنگایی هستن که درباره سکس حرف میزنن و اهنگایی هم هستن که از عشق میگن پس منم میخوام این دو کلمه رو کنار هم بیارم.حالا کدومشون مهمتره؟به نظرم اهمیتشون برابره.البته بعضی موقع ها سخته که بینشون تعادل ایجاد کرد.

مجری:بعضی موقع ها هم خیلی سختتره

انریکه:اره گاهی وقتا هم سخت تره.حالا منظورت چی بود؟

مجری:هه نه هیچی منظوری نداشتم

انریکه:بعضی وقتا حس میکنم سکس مهمتره بعضی وقتا هم حس میکنم عشق مهمتره.وقتی صبحا از خواب پا میشم فکر میکنم سکس مهمتره.

مجری:هنوز اون قدرت نوجوونیتو حفظ کردی

انریکه:خوشبختانه هنوزم وقتی از خواب پا میشم این حسو دارم

مجری:خوب میخوایم درباره…

انریکه نه واسا…نمیدونم امروز صب چرا این حسو نداشتم.دارم نگران میشم.

مجری:یعنی داری پیر میشی؟

انریکه:فکنم عوارض دهه ی سی ام زندگیمه

مجری:نه بابا بی خیال انریکه

انریکه:چرا چرا همینه.میتونم حسش کنم.

مجری:شاید شب قبلش شب سختی داشتی.فردا…فردا صب همچین سرشار از سکس از خواب پا میشی

انریکه:هه فردا سرشار از سکس پا میشی؟!

مجری:خب میریم سراغ بحث بعدیمون….

انریکه:خوشم میاد دستتو مشت کردی اینطوری

مجری:بس کن انریکه

انریکه:بی خیال بابا

مجری:درباره تورت با پیت حرف زدیم.در البوم جدیدت با کلی ارتیست کار کردی.حتی پیتبول هم شاملش میشه.این همه همکاری رو دوست داری؟

انریکه:خیلی دوست دارم.چون هر کس روش کاریِ خودشو داره.هر کدوم از دنیای موسیقی متفاوتی میان.وقتی میخوای باشون کار کنی هر کدومشون راه و روش و سبکشون در استدیو متفاوته.

مجری:خب این خیلی میتونه سخت باشه که روش های مختلفو با هم ترکیب کنی

انریکه:اره خب درسته.بعضی وقتا از کسی که کمترین انتظار رو در همکاری داری میتونه بهترین همکاری واست باشه.شاید اگه 5 سال پیش اسم انریکه و پیتبول رو میشنیدی میگفتی نه این دو تا با هم جور در نمیاد.یا اگه اسم خنته د زونا ،انریکه و دیسمبر بوئنو رو میشنیدی بازم همین نظرو داشتی.هرچند که من و دیسمبر چند ساله که با هم مینویسیم.یا حتی اگه اسم منو در کنار شان پال میشنیدی میگفتی نه این دو تا هم کارشون با هم جور در نمیاد.

مجری:یا مثلا کایلی مینوگ

انریکه:اره کایلی مینوگ.یه اهنگی نوشته بودم…

مجری: beautiful

انریکه: beautiful منظورت خودِ اهنگه یا اسم اهنگ؟

مجری:هر دوتاش

انریکه:شوخی کردم….من این اهنگو دو سال پیش نوشتم.این اهنگو با مارک تیلور نوشتم که نزدیک به 12 ساله که دارم باش کار میکنم.مارک تیلور هم همزمان داشت با کایلی کار میکرد.اینطور شد که کایلی به اهنگ گوش کرد و عاشقش شد و بم زنگ زد گفت میشه این اهنگو واسه البومم داشته باشم؟منم گفتم چرا این اهنگو با هم نخونیم؟

مجری:مارک تیلور واسطه ی بین شما شد

انریکه:اره واسطه ی این همکاری شد

مجری:همکاریت با جنیفر چی؟این اهنگ هم خارج از البومه هم بخشی از البوم.

انریکه:نه از البوم خارج نیست.این اهنگو ما زمانی که با هم تور داشتیم،کار کردیم اما هیچ کدوممون در اون زمان البومی نداشتیم.جالبه چون من اهنگ dance again رو نوشته بودم و این اهنگو واسه خودم نوشته بودم.واسش پخشش کردم و اون عاشق اهنگ شد.راستش هر اهنگی که مینویسی دلیل نمیشه بتونی اجراش کنی.جنیفر عاشق اهنگ شد و اخر هم ضبطش کرد.

مجری:تا حالا به این فکر کردی که یه روزی توی حرفه ی کاریت جدای از اجرا ممکنه برای دیگران اهنگ بنویسی یا تهیه کنندگی کنی؟

انریکه:هر چی هم بشه من به نوشتن اهنگ ادامه میدم.بیشتر اهنگا رو برای خودم مینویسم اما ممکنه اخر سر از البوم یکی دیگه دربیاره.چون ممکنه برم استدیو و شروع کنم به خوندنشون و بفهمم که این اهنگ واسه من خوب نیست.اینکه مینویسمشون دلیل نمیشه واسه خودم مناسب باشن.

مجری:یه سوال دیگه برای انریکه داریم.پرسیده:چی تو ذهنته الان؟….اهنگ

انریکه:چی تو ذهنمه…اینکه فردا چطوری بیدار شم.

مجری:نه چه اهنگی تو ذهنته

انریکه:عاهااا فکردم میگی چی تو ذهنته..خودت گفتی

مجری:هه چقد شیطونی انریکه

انریکه:نه بابا شیطون کجا بود.نمیخوام فردا بد بیدار شم

مجری:نگران نباش انریکه…فردا خوب از خواب پا میشی

انریکه:چه اهنگی توی ذهنمه…اممممم….امممم…نمیخوام یه چیز احمقانه بگم…راستش هیچ اهنگی الان به ذهنم نمیاد.

مجری:اوکی عیبی نداره.من یه سوال دیگه برات دارم.اولین اهنگی رو که گوش کردی و توجهتو جلب کرده یادته؟

انریکه:اممم اولین اهنگ…خیلی سخته….یادمه 6 سالم بود و رفته بودم اردو.مشاورمونم بامون بود.یادمه خیلی مواد مصرف میکرد…عههه نباید اینو میگفتم…نه نباید میگفتم…اما خیلی ادم ارومی بود.باورتون بشه یا نشه خیلی ادم مسئولیت پذیری بود.یادمه همیشه با خودم میگفتم این چرا میره گوشه موشه ها قایم میشه؟چی میکشه؟..حالا این چیزا مهم نیس…یادمه اون اهنگِ….

مجری:هه اصن بحثو کجا بردی انریکه

انریکه:نه بحثو عوض نکردم…یادمه مرتب البوم  Synchronicity رو از The Police میزاشت.یادمه همیشه این اهنگو میزاشت.اون زمان با خودم میگفتم این البوم حتما یکی از بهترین البومای تاریخه.

مجری:واقعا هم همینطوره.البوم فوق العاده ایه.یکی از فنات به اسم الانا رو از افریقای جنوبی داریم.صدامونو میشنوی؟

الانا:اره میشنوم.سلام من از افریقای جنوبی ام.حالتون چطوره؟

انریکه:از افریقای جنوبی هستی؟میتونی الان تصویرتو ببینی؟

الانا:اره ایناهاشم

انریکه:کجای افریقای جنوبی هستی؟

الانا:از in Johannesburg

مجری:از لهجه ات خوشم میاد

انریکه:دل تو دلم نیست دوباره برم به افریقای جنوبی.Cape town یکی از شهرهای مورد علاقمه

مجری:چی میخوای از انریکه بپرسی

الانا:میخوام بدونم که بهترین و بدترین چیز درباره تو چیه؟

انریکه:بهترین و بدترین چیز درباره من…اممم…قبلا هم گفتم که از شکایت کردن بیزارم.

مجری:البته امروز صبو میدونم غر زدی

انریکه:نه اتفاقا امروز صب خیلی خوب بود.خوشم نمیاد صبحا زود از خواب پا شم البته امروز صب اینطور نبود…بهترین چیز درباره من اینه که دارم کاری رو میکنم که بش علاقه دارم و با هیچی توی دنیا عوضش نمیکنم و حتی دارم ازین راه پول درمیارم که دیگه خیلی مسخره به نظر میاد….امممم….دارم به بدترین چیز درباره خودم فکر میکنم….

مجری:شاید مسافرت های زیاد بدترین چیز باشه

انریکه:نه اتفاقا من عاشق مسافرتم.دوست دارم واسه استراحت برگردم خونه اما اگه بیشتر از دو هفته یا حتی بیشتر از 5 روز خونه بیکار باشم دیوونه میشم و فکر میکنم دارم وقتمو الکی هدر میدم باید مسافرت برم….اممم…نه چیز منفی درباره من وجود نداره.

مجری:انریکه کارشو دوست داره

انریکه:خیلی دوست دارم.الان به جایگاهی رسیدن که حق ندارم هیچ وقت از چیزی شکایت کنم.

مجری:اما صبا بلند میشی غر میزنی…الانا مرسی

انریکه:مرسی الانا..امیدوارم زودتر به افریقای جنوبی بیام

مجری:انریکه کم کم داریم به اخر برنامه نزدیک میشیم.من که ساعت ها میتونم این برنامه رو با تو ادامه بدم

انریکه:من روزها میتونم این کارو بکنم

مجری:مرسی انریکه…باعث افتخار بود که وقتتو در اختیار ما گذاشتی.

انریکه:خواهش میکنم مرسی که تو هم از ارزانتین تا اینجا اومدی.مرسی از همه فنا که دارن مارو نگاه میکنن..درسته؟همه دیگه میتونن این برنامه رو ببینن؟

مجری:اره

انریکه:مرسی واسه این ویدیوچت.اگه میخوای وقت دارم یکم دیگه هم حرف بزنیم…اینجا کسی سوال نداره؟

مجری:کسی سوالی نداره؟

انریکه:کسی از جمعیت نمیخواد سوالی ازم بپرسه؟

مجری:من یه سوال واست دارم.یه اهنگی رو نام ببر که ارزو داشتی این اهنگو مینوشتی.من از هر کی این سوالو میپرسم همه یکی از اهنگای گروه بیتلز رو میگن

انریکه:بزار اسم چند تا رو بت بگم.گروه Dire Straits

مجری:اهنگ Sultans of Swing

انریکه:نه اهنگ Sultans of Swing…اخخخ من عاشق این اهنگم…منظورم اهنگ so far away بود..دیگه…..اهنگ sound of silence از paul simon.

مجری:وااای محشره

انریکه:اهنگ every breath you take  از the police…اهنگ Imagine از John Lennon….اهنگ yesterday  از بیتلز….اهنگ billie jean از مایکل جکسون…اهنگ Purple rain از Prince…دیگه…

مجری:دیگه وقتمون داره تموم میشه

انریکه:نه نه هنوزم مونده واسا….خیلی اهنگ مونده که میتونم اسم ببرم

مجری:انریکه یه چیزی هست که….

انریکه:میخوای چیزی بم بگی؟

مجری:نه…اره اگه دوربینا نبودن میخواستم چیزی بت بگم

انریکه:شوخی کردم

مجری:درباره زندگیت حرف زدی که در خیلی از جهات خیلی رو به پیشرفته.میخوام بدونم قدم بعدی چیه؟میدونم دوست داری توی همین مسیر بالاتر بری.حالا که از زندگیت و کارت راضی هستی چی بت این شهامت رو میده که بری و در جاهای دیگه قدم ورداری و جست و جو کنی؟

انریکه:من از کارایی که تا به الان کردم راضیم اما میدونم که میتونم ازینی که هستم خوشحال تر باشم.میدونم میتونم اهنگای بهتری بنویسم.خوشحال بودن یه طرف قضیه س اما….میخوام این قسمتو به اسپانیایی بگم…(به اسپانیایی میگه)….نمیخوام بگم ادم رقابتی ای هستم…

مجری:سوپرفعالی

انریکه:اره سوپرفعالم اما با این حال هیچ وقت ارضا نمیشم.شاید این حرفم یکم با حرفایی که درباره خوشبختی زدم در تضاد باشه

مجری:همین عشق و علاقه ات باعث میشه مردم انقد بت ایمان داشت باشن

انریکه:اما اینکه بدونم سال دیگه چه مسیری رو پیش گرفتم و در چه حالی هستم،راستش نمیدونم.

مجری:اما خوشبختانه تورتو ادامه میدی و صدای البوم سکس اند لاو رو به جهان میرسونی.

انریکه:مرسی از کسایی که به تورم میان.مرسی از همشون..هم مردم امریکا هم مردم اروپا که قراره اونجا هم تور داشته باشم

مجری:افریقا

انریکه:اره هنوز افریقا رو توی برنامه نداریم اما…

مجری:امریکای لاتین

انریکه:اره امریکای لاتین،ارژانتین

مجری:انریکه افتخار دادی وقتتو بمون دادی.مرسی خیلی خوش گذشت.میتونی از تمام بیننده هایی که سوالاشونو فرستادن تشکر کنی

انریکه:مرسی از تمام کسایی که سوالاشونو فرستادن.ببخشید که یه وقتایی احمقانه جواب میدم و مرسی از تو که برای این برنامه این همه راه رو اومدی

مجری:یادتون نره به سایت انریکه برید و برنامه های تور رو ازونجا دنبال کنید.خبر خوش هم دارم که الان سکس اند لاو رو در سراسر جهان میتونید تهیه کنید.اینم بگم انریکه اولین اپیزود ازین برنامه بود و با ارتیستای دیگه در دیگر اپیزودها در خدمتتونیم.اسنوپ داگ،تی ای،جسی جی….

انریکه:عههه من فکر میکردم فقط از من توی این برنامه دعوت کردید.

مجری:به انریکه نگفتید؟

انریکه:فکردم ام تی وی یکی ازون برنامه های خاصشو برام ساخته

مجری:نخیرم فقط تو نیستی…این برنامه ادامه داره…لطفا مارو دنبال کنید.این برنامه تازه شروع شده.مرسی ازت انریکه..باعث افتخار بود.امیدوارم از این برنامه لذت برده باشید..بعدا میبینمتون

Processing your request, Please wait....

Post Author: Tina

سلام من تینا هستم. مترجم و نویسنده ی سایت انریکه ایران...اگه بخوام مختصری از خودم بگم اینکه چند سالی میشه فن انریکه ام...تو نت خبراشو دنبال می کردمو خیلی اتفاقی با یکی از وبلاگای انریکه که الان سایت شده اشنا شدمو الانم که یکی از نویسنده هاشم...به واسطه ی انریکه، آنا رو هم شناختم و یکی از فنای این اسطوره ی تنیس شدم و خبرای آنا رو تو سایت تا جایی که بتونم واسه فناش میزارم.

20 thoughts on “دانلود ویدیو چت آنلاین انریکه با طرفداران در گوگل پلاس به میزبانی MTV + ترجمه ی کامل

    reza33

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۳ - ۱۰:۲۵)

    قشنگ بود… البته بیشتر طولانی بود تا قشنگ!!!
    جدا انریکه از گفتن این حرفا خسته نمیشه که وقتی 18 سالم بود، اگه بم میگفتی 20 سال دیگه هم تو موزیک هستی، باورم نمیشد یا بخشی از البومم درباره عشقه وبخشی ازش درباره سکس؟!؟ خیلی دیگه سوالای تکراری میپرسن
    ولی مجموعا جدید بود و شوخیای انریکه هم خیلی باحال بود
    مرسی تینا جان، ترجمه ات فوق العاده بود

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۳ - ۱۸:۲۳)

      خواهش میکنم رضا جان….:دی واقعا منم با خودم میگم چه چطور از گفتن این حرفا خسته نمیشه:دی بیچاره چاره ای هم نداره.خیلی سوالای تکراری ازش میپرسن…ترجمه هم خوشحالم دوست داشتی رضا…مرسی واقعا

    farnoush

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۳:۵۷)

    تینا جون من داشتم نظراتو می خوندم که دیدم داشتید درباره ی آخرای ویدئو حرف می زدید که گفتید انریکه ناراحت شد و سرش و انداخت پایین متاسفانه ویدئو ی من نصفه ست چیزی نگفتم چون فک کردم دیگه تا همین جای ویدئو رو تونستید تهیه کنید میشه این موضوعو درست کنی؟خیلی خیلی ممنونم.

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۸:۴۵)

      فرنوش ویدیو نصفه س عزیزم؟ویدیو از دقیقه ی 17 شروع میشه تا 1 ساعت و 7 دقیقه که اخرشه ادامه داره.باید کامل باشه چون حمیدرضا هم داشت درباره اخر ویدیو حرف میزد پس حتما دانلود کرده و کامل بوده…ولی خودمم دوباره دانلودش میکنم تا مطمئن شم فرنوش جون عزیزم

    martina

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۱:۲۱)

    عهه این چه سوالایه پرسیدن فنا :دی انریکه چقد گیر میداد به اتفاقایی که افتاده و نیفتاده ییچاره مجری بابا انریکه بیخیال چند باری گفت این حرفو در کل یه سری از حرفاش جالب بود مرسی تینا

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۸:۳۶)

      اره مارتینا سوالا فنا که دیگه واقعا عجیب بود:دی جواباشون خیلی واضح بود.انریکه هم بینابین داستانای جالبی رو از بچگی و زندگیش میگفت:دی دوست داشتم…عزیزم قابلتو نداشت

    reza.ei

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۰۰:۳۱)

    چ پست كاملي حرف نداشت تينا جان

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۸:۲۳)

      مرسی رضا جون از نظرت…خوشحالم استفاده کردی

    minoo94

    minoo94

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۲۰:۲۳)

    سلام واییییییییییییییی این مصاحبه عالی بود خیلی خوب بود حرفای جدید و جالبی هم زده بود هنوز ویدیو ندیدم تازه دارم دان میکنم 😉 سوال ها که اکثرا تکراری بود… اما جوابای خوبی داده بود اون حرفی هم که گفت کشور های دیگه هم بیاد دقیقا تو ذهنم اومد که منظورش ایران هم هست… آهنگ های هم که گفت متاسفانه هیچ کدومو به غیر از bilie jean نمیشناسم در مورده بقیشون تحقیق میکنم… :)) مرسی تینا جون ترجمه عالی بود خیلی ممنون ویدیو که دیدم بازم نظرمو میگم 😉

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۲ - ۱۸:۱۷)

      فدات شم مینو جون…مرسی از نظرت عزیزم.ویدیوی مصاحبه خیلی قشنگه حتما ببین مینو جون…این اهنگ ها هم حتما سرچ کن دانلود کن همشون شاهکارن.مخخخخسی مینو جون

    farnoush

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۵:۳۲)

    وااااااااااای چه قدر حرفای انریکه جالب بود خیلی حرفای قشنگی زد ای کاش توی اون لیستش ایران هم بود این یکی از بزرگترین آرزوهامه که انریکه توی ایران کنسرت داشته باشه.منم از صب پاشدن متنفرم و بیزار من اهنگ sound of silence روخیلی دوست دارم انریکه خیلی خوش سلیقه ست دستت درد نکنه تینا جون خیلی زحمت کشیدی.

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۹:۱۷)

      قربونت فرنوش جون.ایشالله روزی انریکمونو توی کشورمون ببینیم.هرچند یکم بعیده اما غیرممکن نیست.خدا رو چه دیدی.واقعا سلیقه ی موزیکش محشره…همینه که انقد توی موزیک موفقه.چون سلیقه ش با فناش جوره

    Nima

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۳:۴۶)

    مصاحبه ی جالبی بود ، مرسی. 🙂

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۹:۱۳)

      مرسی نیما جان از نظرت…خوشحالم دوست داشتی

    reyhane iglesias

    reyhane iglesias

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۳:۰۴)

    چه سوالايي ميپرسن! 😐
    جواب اين سوالارو ديگه همه ميدونن!
    200تا کامنت گذاشتم خدايي سوالام بهتر بود 😀
    خيلييي مرسي براي ترجمه

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۹:۱۲)

      فدات شم ریحانه جون…والا مردم شانس دارن.سوالایی میپرسیدن که اصن با تمام وجود جوابشو میدونستیم…مخصوصا اون دختره توی ویدیوچت که پرسید از شبکه های اجتماعی استفاده میکنی یا نه،من از خنده روده بر شدم:)اخه کسی که فن انریکه باشه جواب این سوالو نمیدونه؟:دی عجباااااا

    hamidreza

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۲:۱۲)

    اصن صمیمیت و تواضع میباره از این بشر … خیلی ویدیو چت گرم و صمیمی ای بود. مرسی تینا جان که واسمون ترجمه کردی این برنامه رو. خیلی خوشم اومد واقعا عالی بود. اون تیکه که میگفت دوس دارم جاهایی که تا الان نبودم کنسرت بذارم فکر کنم دقیقا روی سخنش با ما بود. امیدوارم یه روز بتونیم انریکه رو تو ایران ببینیم. آخرش دیگه تهش بود انریکه با قیافه ی کاملا متعجب میگفت من فکر کردم ام تی وی یه برنامه ویژه واسه من درست کرده. خیلی شوخیاشو دوس دارم. واقعا شخصیتش تکه انریکه.

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۹:۰۷)

      قابلتو نداشت حمید رضا…خوشحالم دوست داشتی…اره اون تیکه شو که داشت درباره کشورایی که اجرا نکرده حرف میزد،با کشورایی مثل ما بود.اگه کشورمون موقعیتشو داشت حتما انریکه اینجا هم کنسرت میزاشت.حتما اینجا یکی از خاطرانگیزترین کنسرتاش میشد.اون اخرشم خیلی من خندیدم:دی اونجا که گفت ام تی وی برنامه ویژه برام درست کرده بعد از ناراحتی سرشو انداخت پایین:دی اصن خیلی بانمک شده بود….عین بچه ها شوخیاش قشنگه…محشره این بشر:دی

    pegah

    (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۱:۳۷)

    اخه ی مرسی عالی بود عالی !!!!!!!!!!! فقط نمیدونم چرا انی از رابطش با انا زیاد حرف نمیزنه یا وقتی هم که حرف میزنه چیزای تکراری میگه خیلی دوس دارم بیشتر راجب رابطش با انا بدونم ! در هر صورت مرسی مصاحبه عالی بود

      Tina

      (۱۳۹۳-۰۷-۱۱ - ۱۹:۰۳)

      قربونت پگاه جون عزیزم…اره انریکه زیاد از انا نمیگه چون همیشه گفته که زندگی شخصیشو شخصی نگه میداره…میگه اگه اتفاقای خاص زندگیمون با انا تعریف کنم دیگه واسم خاص نیستن اون اتفاقا.حق هم داره یه جورایی…البته منم خیلی دوست دارم بیشتر از خودشو انا بگه:(

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *